قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر tag:http://yadelaleha.ir 2020-11-26T01:53:45+01:00 mihanblog.com صفحه نخست 2016-02-10T02:09:37+01:00 2016-02-10T02:09:37+01:00 tag:http://yadelaleha.ir/post/296 نشان سرخ   آخرین خبرهای قرارگاه: 30 نما از پرواز شهید مدافع حرم «حاج جواد محمدی»؛ از فرودگاه تا بهشت رضا (ع) اطلاعیه قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر به مناسبت شهادت شهید مدافع حرم «حاج جواد محمدی» مراسم استقبال، وداع و تشییع پیکر پاک شهید مدافع حرم «جواد محمدی» در مشهد برگزار می شودتازه‌ترین بخش‌های سایت: دانلود نسخه‌های pdf نشریات نشان سرخ دانلود کتابهای شهدا محصولات چند رسانه‌ای دانلود سایر تولیدات کمیته نشریه آرشیو عکس شهدا وی   


آخرین خبرهای قرارگاه:





تازه‌ترین بخش‌های سایت:


 دانلود نسخه‌های pdf نشریات نشان سرخ





 ویژه‌نامه‌های مناسبتی سایت
 

 



]]>
30 نما از پرواز شهید مدافع حرم «حاج جواد محمدی»؛ از فرودگاه تا بهشت رضا (ع) 2016-02-08T17:29:50+01:00 2016-02-08T17:29:50+01:00 tag:http://yadelaleha.ir/post/299 نشان سرخ همه آمده بودیم به استقبالت،و تو را بر شانه‌های مردم این شهر نهادند،تا بدرقه‌ات کنند؛به سوی بهشت.به‌راستی چقدر سریع پیمودی؛مسیر «دمشق» تا «بهشت» را!و چه طولانی گذشت بر ما؛این لحظات سخت و طاقت‌فرسا...قدم به قدم با تو آمدیم،برای نداشتنت گریستیم،برای پر کشیدنت فریاد زدیم،تا شاید ذره‌ای از بار اندوه‌مان کاسته شود!اما نشد!و چه دشوار بود گفتن این جمله:«جواد جان! شهادتت مبارک.»حال ما مانده‌ایم و عکس‌های زیبای تو...بگو با خاطراتت چه کنیم؟این روزها...چه چشم‌ها که گریستند برایت،و چه عکس

همه آمده بودیم به استقبالت،

و تو را بر شانه‌های مردم این شهر نهادند،

تا بدرقه‌ات کنند؛

به سوی بهشت.

به‌راستی چقدر سریع پیمودی؛

مسیر «دمشق» تا «بهشت» را!

و چه طولانی گذشت بر ما؛

این لحظات سخت و طاقت‌فرسا...

قدم به قدم با تو آمدیم،

برای نداشتنت گریستیم،

برای پر کشیدنت فریاد زدیم،

تا شاید ذره‌ای از بار اندوه‌مان کاسته شود!

اما نشد!

و چه دشوار بود گفتن این جمله:

«جواد جان! شهادتت مبارک.»

حال ما مانده‌ایم و عکس‌های زیبای تو...

بگو با خاطراتت چه کنیم؟

این روزها...

چه چشم‌ها که گریستند برایت،

و چه عکس‌ها که ثبت شد از آخرین لحظات حضورت در میان خاکیان،

و تو اکنون...

به جمع افلاکیان پیوسته‌ای،

برایمان دعا کن؛

برای ما خاکیانِ زمین‌گیرِ جامانده از قافله!

 

 

30 نما از پرواز شهید مدافع حرم «حاج جواد محمدی»؛

از فرودگاه تا بهشت رضا (ع)


1


2


3


4





7


9




10




11


12-1


12


14


15














]]>
مراسم استقبال، وداع و تشییع پیکر پاک شهید مدافع حرم «جواد محمدی» در مشهد برگزار می شود 2016-02-06T08:09:54+01:00 2016-02-06T08:09:54+01:00 tag:http://yadelaleha.ir/post/298 نشان سرخ کلنا عباسک یا زینب (س) به استحضار مردم شهیدپرور مشهد مقدس می‌رسانیم؛ استقبال از پیکر مطهر شهید مدافع حرم «حاج جواد محمدی» یکشنبه، ساعت 16 در فرودگاه مشهد صورت خواهد گرفت. همچنین مراسم وداع با پیکر این شهید بزرگوار، یکشنبه، ساعت 20، بین رضا و ابوذر غفاری، مسجد حضرت زهرا (س) برگزار می‌شود. مراسم تشییع پیکر پاک شهید جواد محمدی نیز دوشنبه، 9 صبح در مهدیه مشهد برگزار خواهد گردید. به پاس قدردانی از این شهید بزرگوار اطلاع رسانی فرمایید.   قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر


کلنا عباسک یا زینب (س)


به استحضار مردم شهیدپرور مشهد مقدس می‌رسانیم؛

استقبال از پیکر مطهر شهید مدافع حرم «حاج جواد محمدی» یکشنبه، ساعت 16 در فرودگاه مشهد صورت خواهد گرفت. همچنین مراسم وداع با پیکر این شهید بزرگوار، یکشنبه، ساعت 20، بین رضا و ابوذر غفاری، مسجد حضرت زهرا (س) برگزار می‌شود. مراسم تشییع پیکر پاک شهید جواد محمدی نیز دوشنبه، 9 صبح در مهدیه مشهد برگزار خواهد گردید.

به پاس قدردانی از این شهید بزرگوار اطلاع رسانی فرمایید.

 

قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر


]]>
اطلاعیه قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر به مناسبت شهادت شهید مدافع حرم حاج جواد محمدی 2016-02-06T07:38:29+01:00 2016-02-06T07:38:29+01:00 tag:http://yadelaleha.ir/post/297 نشان سرخ بسم رب الشهداء والصدیقین به‌راستی که راه و رسم شهادت کورشدنی نیست. و چه افتخاری بالاتر از این که در میدان نبرد امروزی جبهه‌ی حق علیه باطل، جان‌فشانی کرد و به شهادت رسید. حال آنکه حرمین مقدس اهل بیت (علیهم‌السلام) مورد تجاوز دشمنان قسم‌خورده‌ی اسلام قرار گرفته‌اند و این هتک حرمت، قلوب شیعیان جهان را به درد آورده است.حال که جوانان رشید این سرزمین، برای دفاع از حرم مطهر حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) در سوریه و حرمین شریفین ائمه معصومین (ع) در عراق، عازم بلاد مسلمین شده و در راه حف


بسم رب الشهداء والصدیقین

 

به‌راستی که راه و رسم شهادت کورشدنی نیست. و چه افتخاری بالاتر از این که در میدان نبرد امروزی جبهه‌ی حق علیه باطل، جان‌فشانی کرد و به شهادت رسید. حال آنکه حرمین مقدس اهل بیت (علیهم‌السلام) مورد تجاوز دشمنان قسم‌خورده‌ی اسلام قرار گرفته‌اند و این هتک حرمت، قلوب شیعیان جهان را به درد آورده است.

حال که جوانان رشید این سرزمین، برای دفاع از حرم مطهر حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) در سوریه و حرمین شریفین ائمه معصومین (ع) در عراق، عازم بلاد مسلمین شده و در راه حفظ حریم اهل بیت (ع) از جان خویش می‌گذرند، با قلبی دردآلود و چشمانی خون‌بار، به استقبال شهادت عزیزانمان می‌رویم و راه جاوید مدافعان حرم را ادامه می‌دهیم.

چه زیبا گفته‌اند که: «هرکه شهید نشود، لاجرم خواهد مرد!» و چه مرگی زیباتر از شهادت؟! که شهید نمی‌میرد و بلکه جاودانه می‌شود. ما نیز از نسل همان مردمانیم که از مرگ هراسی نداشتند و یکصدا فریاد شهادت سر دادند، فریادی که امروز از حنجره های یکایکمان بر می آید: «کلنا عباسک یا زینب (س)».

و امروز با سربلندی و افتخار، و در نهایت تأثر و اندوه، ناگزیر به وداع با برادر عزیز و یار باوفای خویش هستیم، همو که هم خادم شهدا بود و هم خود به جرگه‌ی شهدا پیوست. با سینه‌ای مالامال از غمِ ازدست دادنِ سربازی از سربازان غیور امام زمان (عج)، شهادت «حاج جواد محمدی مفرد» را خدمت مولایمان حضرت حجت (ع)، رهبر عزیزمان امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) و خانواده محترم ایشان تبریک و تسلیت عرض نموده و از درگاه خداوند متعال، برای خانواده بزرگوار این شهید مدافع حرم، آرزوی صبر و سلامتی می‌نماییم.

روحشان شاد، یادشان گرامی و راهشان پررهرو باد.

 

هادی غلامی

دبیر قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر


]]>
بزرگداشت سرداران خراسانی عملیات کربلای 5 در مشهد 2016-01-12T01:55:05+01:00 2016-01-12T01:55:05+01:00 tag:http://yadelaleha.ir/post/293 نشان سرخ بزرگداشت سرداران خراسانی عملیات کربلای 5 در مشهد به گزارش قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر، یادواره سرداران رشید اسلام شهیدان محمدابراهیم شریفی و سیدعلی ابراهیمی همزمان با سالروز عروج آسمانی‌شان در مشهد برگزار می‌شود. این مراسم با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری و با شعرخوانی استاد معینی پور و مداحی حاج مهدی سروری و با حضور جمعی از مردم شهیدپرور مشهد در بلوار شهید رستمی، حسینیه رهروان روح الله (فرزندان شاهد) برگزار خواهد شد. گفتنی است تاریخ برگزاری یادواره دو سردار رشید عم
یادواره

بزرگداشت سرداران خراسانی عملیات کربلای 5 در مشهد

به گزارش قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر، یادواره سرداران رشید اسلام شهیدان محمدابراهیم شریفی و سیدعلی ابراهیمی همزمان با سالروز عروج آسمانی‌شان در مشهد برگزار می‌شود.

این مراسم با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری و با شعرخوانی استاد معینی پور و مداحی حاج مهدی سروری و با حضور جمعی از مردم شهیدپرور مشهد در بلوار شهید رستمی، حسینیه رهروان روح الله (فرزندان شاهد) برگزار خواهد شد. گفتنی است تاریخ برگزاری یادواره دو سردار رشید عملیات کربلای 5، پنجشنبه 24 دی ماه 94 خواهد بود.


]]>
مراسم عزاداری دهه‌ی آخر صفر در خیمه الشهدا 2015-12-06T18:00:23+01:00 2015-12-06T18:00:23+01:00 tag:http://yadelaleha.ir/post/292 نشان سرخ مراسم عزاداری دهه‌ی آخر صفر در خیمه الشهدا به گزارش قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر، هیأت خیمه الشهدای ستاد شهید بابانظر، همزمان با ایام عزاداری دهه‌ی آخر صفر مراسم سوگواری اهل بیت (ع) را برگزار می‌کند. این مراسم معنوی که از سه‌شنبه 17/9/94 آغاز شده و به‌مدت 5 شب نیز ادامه دارد، از ساعت 19 هرشب در مسجد فقیه سبزواری واقع در کوی طلاب، خیابان شهید مفتح 4 برگزار می‌شود. گفتنی است در شب نخست این مجلس، مراسم وداع با پیکر پاک شهید مدافع حرم «مهدی اخلاقی» نیز در میان اشک و ناله

مراسم عزاداری دهه‌ی آخر صفر در خیمه الشهدا


به گزارش قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر، هیأت خیمه الشهدای ستاد شهید بابانظر، همزمان با ایام عزاداری دهه‌ی آخر صفر مراسم سوگواری اهل بیت (ع) را برگزار می‌کند.

این مراسم معنوی که از سه‌شنبه 17/9/94 آغاز شده و به‌مدت 5 شب نیز ادامه دارد، از ساعت 19 هرشب در مسجد فقیه سبزواری واقع در کوی طلاب، خیابان شهید مفتح 4 برگزار می‌شود.

گفتنی است در شب نخست این مجلس، مراسم وداع با پیکر پاک شهید مدافع حرم «مهدی اخلاقی» نیز در میان اشک و ناله‌ی مردم شهیدپرور مشهد برگزار شد.

]]>
گزارش تصویری مراسم عزاداری دهه دوم محرم 2015-10-31T19:51:55+01:00 2015-10-31T19:51:55+01:00 tag:http://yadelaleha.ir/post/291 نشان سرخ مراسم عزاداری دهه‌ی دوم محرم با حضور حجت الاسلام والمسلمین پناهیان، حاج احمد واعظی و همراه با حضور پیکر سه شهید مدافع حرم در مسجد المهدی گلشهر:

مراسم عزاداری دهه‌ی دوم محرم با حضور حجت الاسلام والمسلمین پناهیان، حاج احمد واعظی و همراه با حضور پیکر سه شهید مدافع حرم در مسجد المهدی گلشهر:










]]>
زیر پرچم اهل بیت (ع) در خیمه‌الشهدا 2015-10-28T16:55:45+01:00 2015-10-28T16:55:45+01:00 tag:http://yadelaleha.ir/post/290 نشان سرخ زیر پرچم اهل بیت (ع) در خیمه‌الشهدا   به گزارش قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر، مراسم دهه‌ی دوم محرم در خیمه‌الشهدای ستاد یادواره سردار شهید بابانظر در حال برگزاری است. خیمه‌الشهدای دهه‌ی دوم محرم با یادبود شهدای مدافع حرم و همراه با سخنرانی آیت‌الله علم‌الهدی و حجج اسلام پناهیان، صدر و هاشمی و مداحی حاج احمد واعظی و جواد قربان‌پور و از هفتم تا دوازدهم آبان‌ماه 94 از ساعت 19 دایر خواهد بود. مكان برگزاری این مراسم معنوی که با تلاش ستاد یادواره سردار شهید بابانظر و با مشارکت هی

زیر پرچم اهل بیت (ع) در خیمه‌الشهدا

 

به گزارش قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر، مراسم دهه‌ی دوم محرم در خیمه‌الشهدای ستاد یادواره سردار شهید بابانظر در حال برگزاری است.

خیمه‌الشهدای دهه‌ی دوم محرم با یادبود شهدای مدافع حرم و همراه با سخنرانی آیت‌الله علم‌الهدی و حجج اسلام پناهیان، صدر و هاشمی و مداحی حاج احمد واعظی و جواد قربان‌پور و از هفتم تا دوازدهم آبان‌ماه 94 از ساعت 19 دایر خواهد بود.

مكان برگزاری این مراسم معنوی که با تلاش ستاد یادواره سردار شهید بابانظر و با مشارکت هیأت رزمندگان فاطمیون مدافع حرم (متوسلین به حضرت رقیه) برپا شده است، گلشهر، خیابان گلریز، گلریز 7، مسجدالمهدی خواهد بود.




 

]]>
ویژه‌نامه اجلاسیه هفتم 2015-08-01T02:07:48+01:00 2015-08-01T02:07:48+01:00 tag:http://yadelaleha.ir/post/286 نشان سرخ آخرین خبرهای قرارگاه: گزارش تصویری هفتمین یادواره سرداران شهید بابانظر، شریفی و ابراهیمی هفتمین یادواره سرداران شهید نظرنژاد، شریفی و ابراهیمی در مشهد برگزار می شودویژه‌نامه اجلاسیه هفتم: سه سردار خراسانی... سرگذشت‌نامه شهید بابانظرزندگی‌نامه سردار شهید محمدابراهیم شریفی  زندگی‌نامه سردار شهید سیدعلی ابراهیمی مصاحبه با همسر شهید بابانظر شهید شریفی از نگاه خانواده شهید ابراهیمی از نگاه خانواده داستانکهایی از زندگی سه سردار...&nbsp


آخرین خبرهای قرارگاه:



ویژه‌نامه اجلاسیه هفتم:

 

 



]]>
گزارش تصویری از هفتمین یادواره سرداران شهید؛ بابانظر، شریفی و ابراهیمی 2015-07-31T07:33:12+01:00 2015-07-31T07:33:12+01:00 tag:http://yadelaleha.ir/post/288 نشان سرخ گزارش تصویری از هفتمین یادواره سرداران شهید؛ بابانظر، شریفی و ابراهیمیهفتمین یادواره سه سردار خراسانی، شهیدان محمدحسن نظرنژاد، محمدابراهیم شریفی و سیدعلی ابراهیمی، جمعه 9 مردادماه 94 با قرائت دعای ندبه، سخنرانی استاد ماندگاری و صرف صبحانه در گلزار شهدای بهشت رضای مشهد برگزار شد.


گزارش تصویری از هفتمین یادواره سرداران شهید؛ بابانظر، شریفی و ابراهیمی


هفتمین یادواره سه سردار خراسانی، شهیدان محمدحسن نظرنژاد، محمدابراهیم شریفی و سیدعلی ابراهیمی، جمعه 9 مردادماه 94 با قرائت دعای ندبه، سخنرانی استاد ماندگاری و صرف صبحانه در گلزار شهدای بهشت رضای مشهد برگزار شد.


















]]>
هفتمین یادواره سرداران شهید نظرنژاد، شریفی و ابراهیمی در مشهد برگزار می شود 2015-07-29T02:06:27+01:00 2015-07-29T02:06:27+01:00 tag:http://yadelaleha.ir/post/285 نشان سرخ هفتمین یادواره سرداران شهید نظرنژاد، شریفی و ابراهیمی در مشهد برگزار می شود   به گزارش قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر، همزمان با هفتمین سالگرد شهادت سردار رشید اسلام، شهید محمدحسن نظرنژاد، هفتمین یادواره سه سردار خراسانی در مشهد برگزار می شود. هادی غلامی، دبیر ستاد یادواره سردار شهید بابانظر ضمن دعوت از مردم شهیدپرور مشهد برای شرکت در این مراسم معنوی، اظهار کرد: مراسم هفتمین سالگرد شهادت سردار شهید بابانظر و بزرگداشت دو همرزمش در جوار سرداران خراسانی، شهیدان بابانظر، شریفی و ا

هفتمین یادواره سرداران شهید نظرنژاد، شریفی و ابراهیمی در مشهد برگزار می شود

 

به گزارش قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر، همزمان با هفتمین سالگرد شهادت سردار رشید اسلام، شهید محمدحسن نظرنژاد، هفتمین یادواره سه سردار خراسانی در مشهد برگزار می شود.

هادی غلامی، دبیر ستاد یادواره سردار شهید بابانظر ضمن دعوت از مردم شهیدپرور مشهد برای شرکت در این مراسم معنوی، اظهار کرد: مراسم هفتمین سالگرد شهادت سردار شهید بابانظر و بزرگداشت دو همرزمش در جوار سرداران خراسانی، شهیدان بابانظر، شریفی و ابراهیمی برگزار خواهد شد. سخنران این برنامه، حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری است که حاج حسین پریزاد نیز به قرائت دعای پرفیض ندبه خواهد پرداخت.

وی یادآور شد: در این یادواره که جمعه 9 مردادماه 94، ساعت 6:30 در گلزار شهدای بهشت رضای مشهد برگزار خواهد شد، همرزمان و خانواده‌های معظم شهدا حضور خواهند داشت.

 

]]>
محفل قرآنی یادبود شهدا برگزار شد 2015-06-27T06:31:52+01:00 2015-06-27T06:31:52+01:00 tag:http://yadelaleha.ir/post/284 نشان سرخ محفل قرآنی یادبود شهدا برگزار شد   به گزارش قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر، محفل انس با قرآن کریم با عنوان «محفل قرآنی یادبود شهدا» همزمان با ماه مبارک رمضان و با حضور قاریان مطرح مصری و عراقی؛ محمود عبدالباسط و میثم تمار برگزار شد. در این محفل باشکوه قرآنی که همراه با یادبودی از مقام والای شهدای مدافع حرم و با تلاش ستاد یادواره سردار شهید بابانظر برگزار شد، جمعی از اهالی مؤمن و متدین شهرک ثامن مشهد به قرائت آیاتی از قرآن پرداختند. گفتنی است این محفل انس با قرآن کریم در تار

محفل قرآنی یادبود شهدا برگزار شد

 

به گزارش قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر، محفل انس با قرآن کریم با عنوان «محفل قرآنی یادبود شهدا» همزمان با ماه مبارک رمضان و با حضور قاریان مطرح مصری و عراقی؛ محمود عبدالباسط و میثم تمار برگزار شد.

در این محفل باشکوه قرآنی که همراه با یادبودی از مقام والای شهدای مدافع حرم و با تلاش ستاد یادواره سردار شهید بابانظر برگزار شد، جمعی از اهالی مؤمن و متدین شهرک ثامن مشهد به قرائت آیاتی از قرآن پرداختند.

گفتنی است این محفل انس با قرآن کریم در تاریخ جمعه 5 تیرماه 94 و در مسجد علی ابن ابی طالب (ع) واقع در شهرک ثامن برگزار گردید. 


گزارش تصویری محفل قرآنی یادبود شهدا








]]>
ویژه‌نامه‌ی نخستین یادواره‌ی سردار شهید ابوالفضل رفیعی 2015-03-03T08:00:12+01:00 2015-03-03T08:00:12+01:00 tag:http://yadelaleha.ir/post/281 نشان سرخ   آخرین خبرهای قرارگاه: نخستین یادواره‌ی سردار شهید ابوالفضل رفیعی در مشهد برگزار می‌شودویژه‌نامه‌ی نخستین یادواره‌ی سردار شهید ابوالفضل رفیعی اول‌نوشت سرگذشت‌نامه کوله‌باری از خاطرات هم‌سنگـران صعـود فـرمـانـده وصیت‌نامه‌ی شهید دریافت فایل pdf نشریه‌ی یادواره شهید رفیعی   


آخرین خبرهای قرارگاه:




ویژه‌نامه‌ی نخستین یادواره‌ی سردار شهید ابوالفضل رفیعی



 هم‌سنگـران

 صعـود فـرمـانـده

 وصیت‌نامه‌ی شهید

 دریافت فایل pdf نشریه‌ی یادواره شهید رفیعی





]]>
وصیت‌نامه‌ی شهید 2015-02-22T10:27:36+01:00 2015-02-22T10:27:36+01:00 tag:http://yadelaleha.ir/post/280 نشان سرخ بسم‌الله الرحمن الرحیم سلام و درود خداوند بر منجی انسان‌ها، حجت به‌حق بر مردم، بقیة‌الله الاعظم حضرت مهدی (علیه الصلوه والسلام روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه)، و درود و سلام خداوند به رهبر کبیر انقلاب و قائد عظیم‌الشأن امام خمینی، و سلام و درود فراوان بر رهروان خونین راه حسین، شهدای کربلای ایران و خانواده‌های آن‌ها که با صبر و استقامت خود تداوم‌بخش انقلاب اسلامی ایران‌اند.  اما بعد... بارالها! اگر با شهید شدن و ریختن خون ابوالفضل، نهال نوپای انقلاب اسلامی آبیاری شده و ث بسم‌الله الرحمن الرحیم


سلام و درود خداوند بر منجی انسان‌ها، حجت به‌حق بر مردم، بقیة‌الله الاعظم حضرت مهدی (علیه الصلوه والسلام روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه)، و درود و سلام خداوند به رهبر کبیر انقلاب و قائد عظیم‌الشأن امام خمینی، و سلام و درود فراوان بر رهروان خونین راه حسین، شهدای کربلای ایران و خانواده‌های آن‌ها که با صبر و استقامت خود تداوم‌بخش انقلاب اسلامی ایران‌اند.

 اما بعد... بارالها! اگر با شهید شدن و ریختن خون ابوالفضل، نهال نوپای انقلاب اسلامی آبیاری شده و ثمربخش است، پس هرچه زودتر مرا شهید گردان؛ که تنها آرزوی من پیوستن به لقاء توست، من خودم را مدیون انقلاب اسلامی می‌دانم.

شاید آمدن من به جبهه‌های جنگ اسلام علیه کفر جهانی باعث می‌شود یک‌ذره‌ای از آن دین را ادا کرده باشم، ان‌شاءالله.

و اما وظیفه‌ی شرعی مردم است که اطاعت از ولی‌فقیه خود امام خمینی نمایند و تمام سخنان گهربار ایشان را فراگرفته و جامه عمل بپوشانند؛ که این کار را خواهند کرد، چون ملت شریف و شهیدپرور ایران به دنیا ثابت کرد که پای‌بند به عقاید مذهبی بوده و اطاعت از ولایت‌فقیه را یک وظیفه شرعی خود دانسته و به آن ارج نهاده، و از آن پیروی می‌کند و همین اتحاد کلمه و پیروی از دستورات امام امت بود که انقلاب اسلامی را الگو در سطح انقلابات جهان و مردم را نمونه و انگشت‌نمای جهانیان قرارداد. در پایان، طول عمر امام و توفیق جهت خدمت برای رضای خدا به مردم از درگاه ایزد منان را مسألت دارم.

 

فرازی از وصیت‌نامه‌ی سردار شهید ابوالفضل رفیعی سیج

 

]]>
صعود فرمانده 2015-02-22T10:24:33+01:00 2015-02-22T10:24:33+01:00 tag:http://yadelaleha.ir/post/279 نشان سرخ صعود فرمانده سرخی غروبِ خورشید، ابرها را رنگین کرده بود. سینه‌ی کوه‌ها و تپه‌ها هنوز از پرتو آفتاب رنگ‌پریده روشن بود. ابوالفضل دوربین را به چشم گذاشت و به دامنه قله نگاه کرد.- نگرانم!محمد سرش را پایین انداخت. ابوالفضل دوباره نگاه کرد و در همان حال، صدایش شنیده شد.- منطقه دوباره باید شناسایی شود.قاسم جلو آمد و گفت: «این هفتمین بار است که بچه‌ها برای شناسایی رفتند. شما نگران نباشید.»ابوالفضل عرق دور گردنش را پاک کرد و سر تکان داد: «قبول! اگر موقع عملیات گیر کردیم چی؟ مسؤولیت قبول می‌کنی

صعود فرمانده

 

سرخی غروبِ خورشید، ابرها را رنگین کرده بود. سینه‌ی کوه‌ها و تپه‌ها هنوز از پرتو آفتاب رنگ‌پریده روشن بود. ابوالفضل دوربین را به چشم گذاشت و به دامنه قله نگاه کرد.

- نگرانم!

محمد سرش را پایین انداخت. ابوالفضل دوباره نگاه کرد و در همان حال، صدایش شنیده شد.

- منطقه دوباره باید شناسایی شود.

قاسم جلو آمد و گفت: «این هفتمین بار است که بچه‌ها برای شناسایی رفتند. شما نگران نباشید.»

ابوالفضل عرق دور گردنش را پاک کرد و سر تکان داد: «قبول! اگر موقع عملیات گیر کردیم چی؟ مسؤولیت قبول می‌کنی؟» قاسم به محمد نگاه کرد. باید جواب آخر را می‌دادند. محمد سرش را بالا گرفت.

- قبول!

ابوالفضل به‌طرف ماشین رفت. قاسم برایش دست تکان داد.

- نگران نباشید، بچه‌های ما گزارش الکی رد نمی‌کنند.

چهار روز بعد، نیروهای رزمنده آماده عملیات شدند. ابوالفضل روبه‌روی فرماندهان گردان ایستاد و نقشه عملیات را توضیح داد: «بچه‌های ما تو دشت هیچ مشکلی ندارند. تنها مشکل ما ارتفاعات منطقه بود که با اطلاعاتی که بچه‌های شناسایی جمع‌آوری کردند، عراقی‌ها کم‌ترین نیرو را در همین ارتفاعات دارند؛ بنابراین، اگر مشکلی خارج از برآورد ما پیش نیاید، با چند کیلومتر پیش‌روی، آتش توپخانه‌ی دشمن را روی مواضع خودمان برای همیشه خاموش می‌کنیم.»

شب به نیمه ‌نزدیک شد، ابوالفضل به آسمان نگاه کرد. عباس رد نگاه او را گرفت و گفت: «شب‌هایی که ماه نیست، مثل این است که آسمان نیست.» ابوالفضل لبخند زد و فانسقه اش را به کمر محکم کرد.

- شاید، شاید هم نه! چون اگر همیشه ماه بود، ما نمی‌توانستیم روی عملیات شبانه برنامه‌ریزی کنیم.

عباس با افسوس سر تکان داد و گفت: «یک امشب ما خواستیم شاعرانه حرف بزنیم، نه به ما نیامده!» بعد خندید و به‌طرف در سنگر فرمانده رفت.

- اگر ما را ندیدی، دیدار به عراق. چون بعید می‌دانم تو این عملیات شهید شوم.

***

ابوالفضل به‌طرفش رفت. عباس دستش را روی صورتش گذاشت و خندید.

- خداوکیلی گازم نگیری!

ابوالفضل با چشم و ابرو برایش خط‌ونشان کشید.

- خودت که می‌دانی، مُهر ابوالفضل یعنی چی؟ پس با زبان خوش، صورت خودت را جلو بیاور که بی ‌مُهر من سر از بهشت درنیاوری.

غلامحسین وارد سنگر شد. عباس یک‌قدم به عقب رفت و خودش را پشت او پنهان کرد.

- آقا غلامحسین، به دادم برس. آقا ابوالفضل می‌خواهد دستی‌دستی مرا بفرستد بهشت.

غلامحسین می‌دانست عباس رو چه چیزی حرف می‌زند. ابوالفضل و گاز معروفش را همه می‌شناختند.

- من یکی که نمی‌خواهم مانع رفتن تو به بهشت بشوم. خودت یک‌جوری با آقا ابوالفضل کنار بیا!

ابوالفضل ناگهان دست عباس را گرفت و به‌طرف خودش کشید. اشک در چشمش حلقه بسته بود. عباس سرش را پایین گرفت و بغض گلویش را فروبرد. ابوالفضل سر او را به بغل گرفت و آرام نجوا کرد: «مواظب بچه‌ها باش، این‌ها پیش ما امانت هستند.»

غلامحسین ایستاد و با بغض لبخند زد. آقا ابوالفضل تبسم کرد. عباس صورتش را جلو برد. ابوالفضل آرام گونه‌ی او را به دندان گرفت. عباس خندید و سر تکان داد.

- پس ما هم رفتنی شدیم.

وقتی حرف می‌زد، صدایش پر از بغض بود. غلامحسین روی شانه او زد و خندید.

- بادمجان مشهد، آفت ندارد.

عباس قطرات اشک را از روی صورتش پاک کرد و گفت: «معلوم است که آفت ندارد. مگر بادمجان بم است که آفت داشته باشد.»

وقت رفتن بود. غلامحسین می‌دانست شب‌های عملیات برای ابوالفضل با بقیه‌ی اوقات فرق دارد. این شب‌ها ابوالفضل فرمانده تیپ نبود. او مثل کودکی اشک می‌ریخت. از بسیجی‌ها طلب شفاعت می‌کرد.

- من را هم دعا کنید.

عباس که نمی‌خواست دست از شوخی بردارد، به ابوالفضل نگاه کرد و گفت: «مگر شما نمی‌خواهی بیایی؟»

ابوالفضل لبخند زد و به‌طرف در رفت.

- چرا می‌آیم، باید نتیجه گازم را ببینم!

چند دقیقه بعد، ابوالفضل در بین نیروهای رزمنده نشسته بود و برایشان روضه می‌خواند. سوز صدایش اشک‌ها را به چشم می‌آورد و دل‌ها را آرام می‌کرد. ساعتی بعد، نیروها در موقعیت عملیات بودند. با شنیدن رمز عملیات، همه شروع به‌ پیش‌روی کردند.

- ماشاءالله...

این صدای ابوالفضل بود که به گوش می‌رسید. نیروها از این‌که می‌دیدند فرماندهشان مثل یک نیروی عادی در کنارشان است، با روحیه‌ی بهتری جلو می‌رفتند.

صبح نزدیک شد اما نیروها هنوز درگیر بودند. با صدای بی‌سیم، ابوالفضل گوشی را گرفت. عباس بود که گزارش می‌داد.

- آقا ابوالفضل، اینجا بچه‌ها بدجوری زیر آتش هستند. زمین‌گیر شدیم. نیرو بفرستید.

ابوالفضل موقعیت را پرسید. عباس توضیح داد. ابوالفضل زیرلب گفت: «نگرانی‌ام بی‌مورد نبود. می‌دانستم عراقی‌ها روی کله‌قندی حساسیت دارند و به‌آسانی دست‌بردار نیستند.» غلامحسین را مأمور کرد تا برای عباس نیرو بفرستد.

- باید از نزدیک موقعیت را ارزیابی کنم. بعد از نماز، خودم را می‌رسانم.

هوا کاملاً روشن‌شده بود که ابوالفضل خودش را به عباس رساند. حالا دیگر از نزدیک می‌دید که عراقی‌ها چگونه بر اوضاع مسلط هستند.

- عراقی‌ها آن بالا یک سنگر غیرقابل نفوذ دارند. صبح که رسیدیم، بی‌معطلی حمله کردیم؛ اما چنان بچه‌ها را با کالیبر می‌زدند که مجبور شدیم، برگردیم.

ابوالفضل به یاد حرف قاسم افتاد. در دلش او را ملامت کرد. عباس به ابوالفضل که سخت در فکر فرورفته بود، نگاه کرد.

- چه دستوری می‌دهی، آقا ابوالفضل؟ با این وضعیت، بچه‌ها نمی‌توانند قدم از قدم بردارند.

ابوالفضل خوب می‌دانست که ارتفاع کله‌قندی از چه اهمیتی برخوردار‌است. بارها این ارتفاع به دست ایرانی‌ها و عراقی‌ها افتاده بود.

- به لطف حق، این دفعه شرشان را ازاینجا کم می‌کنیم.

عباس که نمی‌دانست در افکار ابوالفضل چه می‌گذرد، رو به او کرد و گفت: «به خاطر همین اینجا آمدیم، اما می‌بینی که چطور بچه‌ها را زمین‌گیر کردند.» ابوالفضل با نگاه خیره قله را زیر نظر گرفت.

- به بچه‌ها بگو قله را زیر آتش بگیرند.

عباس مات و متحیر نگاه کرد.

- چشم!

ابوالفضل کوله‌پشتی‌اش را به پشت انداخت و لبخند زد. غلامحسین سراسیمه گفت: «بدجوری دارند می‌زنند. تعداد زخمی‌هایمان زیاد است. بچه‌ها کلافه شدند.» ابوالفضل رو به عباس کرد.

- کاری را که گفتم، یادت نرود!

بعد دست روی شانه غلامحسین گذاشت و گفت: «اگر بچه‌ها از من پرسیدند، بگو رفته گشتی بزند.»

- حالا راستی راستی کجا داری می‌روی؟

ابوالفضل درحالی‌که دور می‌شد، گفت: «اگر خدا خواست، از نتیجه‌اش می‌فهمی.»

زمان زیادی از رفتن ابوالفضل نگذشته بود که عباس دستور او را اجرا کرد. ابوالفضل به بالاترین نقطه کله‌قندی نگاه کرد: «باید بهترین مسیر را انتخاب کنم.»

به راه افتاد، دود و باروت در مشامش پیچیده بود. کنار تخته‌سنگی ایستاد و دوربین را به چشمش گذاشت. چیزی ندید: «باید تقریباً قله را دور بزنم.»

عباس که آثار نگرانی هنوز در صورتش پیدا بود، به‌طرف غلامحسین رفت: «ما بالأخره نفهمیدیم این رفیق تو چه‌کاره است؟ فرمانده است، نیروی زمینی، هوایی، پیاده، سواره، چه‌کاره است؟»

غلامحسین سر تکان داد و گفت: «خودت که بهتر از من می‌دانی، ابوالفضل مرد میدان است. اگر تمام پست‌های مهم دنیا را به او بدهی، او همان ابوالفضلی است که ذره‌ای خودش را از نیروهای زیردستش بالاتر نمی‌داند. همان ابوالفضل روضه‌خوان که آرزو دارد کنار رود فرات به شهادت برسد.» اشک در چشم عباس حلقه بست و به جایی دور خیره شد.

ابوالفضل همچنان با گام‌های بلند بالا می‌رفت. حالا دیگر صدای شلیک نزدیک را می‌شنید: «باید بااحتیاط بیش‌تری جلو بروم.» صدای حرف زدن عراقی‌ها را شنید. لحظه‌ای ایستاد. قبضه‌های خمپاره را دید، دوباره چشم چرخاند. باید سنگری را که گفته بودند غیرقابل نفوذ است، پیدا می‌کرد. با صدای گوش‌خراش شلیک چند گلوله، نگاهش را بالا گرفت. لبخندی روی لبش نقش‌بست: «پس تو بالای سر من بودی و من خبر نداشتم؟» آرام کوله‌پشتی‌اش را پایین آورد. کوله‌پشتی سنگین بود. به اطرافش نگاه کرد. عراقی‌ها از سنگر مقاوم دور بودند. آرام شروع به بالا رفتن کرد.

عباس و غلامحسین ناخودآگاه به ارتفاع چشم دوختند. ابوالفضل به کنار سنگر رسید: «پس با دو تا کالیبر پنجاه بچه‌ها را می‌زدند.» صدای شلیک یک‌لحظه قطع نمی‌شد. ابوالفضل نارنجک‌ها را آماده کنارش گذاشت. هیچ صدایی از داخل سنگر بیرون نمی‌آمد. ضامن اولین نارنجک را کشید. غلامحسین با صدای انفجار، به ارتفاع نگاه کرد. عباس مشتش را رو به آسمان گره کرد و فریاد زد: «الله‌اکبر... » ابوالفضل چهارمین نارنجک را داخل سنگر انداخت: «حالا دیگر بچه‌ها نفس راحتی می‌کشند.»

با صدای شلیک گلوله، از جا بلند شد و کنار سنگی پناه گرفت: «از کجا دارند شلیک می‌کنند؟» گلوله‌ها از هر طرف روی سنگ کمانه می‌کردند. ناگهان سوزشی را در بدنش احساس کرد. دستش را روی سوزش گذاشت. گرمی خون را احساس کرد. نمی‌توانست قدم بردارد. نشست و به موجی از نیروها که بالا می‌آمدند، خیره شد: «خدا قوت بچه‌ها، خوش‌آمدید.»

وقتی عباس و غلامحسین بالای سر او رسیدند، ابوالفضل زمزمه‌ای را به لب داشت. عباس گوش کرد و از میان کلمات فقط کربلا را شنید. غلامحسین فریاد کشید: «امدادگر... .»

 

برگی از کتاب: «مردها زود بزرگ می شوند»، به قلم اصغر فکور

 

]]>